
کوچه بن بست است نرو
بر سر عابر بی چتر بارون می گیره
من برات چتر میشم تو نرو
دل من بسیار غمگینه نرو
دستهایم گل یخ کرده اسیر باده
دل من بدون تو شبیه یک مردابه
شبیه یک گم شدن و اسیر دیروز شدنه
شبیه مرگ رویاهام ، شبیه بی تو بودن و
شبیه مرگ خودمه این من در تو گم می شود هر بار
چه غمگینانه می پیچید درون قلبم این
نجوای پی در پی در این تکرار ویرانی
چه
رنگی دارد این روزها وشبهایم به بی رنگی دچار و مبتلا گشتهدلم غمگین و افسرده
شبیه ابر بارانی در این اندوه بی پایان
چه سرگردان چه سرگردان
به دور خود
تمنا می کند انگار و می گوید
اسمان هر جا که باشی همین رنگ است نرو
اسمان هر جا که باشی همین رنگ است نرو
پاورقی
ببخشید یکم قناصه. همین اول صبحی گفتم اونم صبحونه نخورده نمی بخشمت اگه اونطوری فکر کنی تردید تردید تردید ....باور نکن باور نکن جز تو ؟؟ نه
|